به نام خداوند بخشنده و مهربان

سلام و درود بر پیغمبر خدا ـ محمد مصطفی ـ و سلام و درود بر ائمه اطهار(ع)

اکنون که این وصیت نامه را می نویسم، شهادت می دهم که نیست خدایی جز خدای یگانه و شهادت می دهم که محمد(ص) پیغمبر و فرستاده خداست و شهادت می دهم که حضرت علی (ع) امام اول تا حجت ابن الحسن العسگری ارواحنا روحی فدا (ع)

درود بر رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی

و درود بر شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی

اکنون که این مطالب را می نویسم دلم آکنده از شور و شوقی است. و در درون خود غوغایی احساس می کنم.دنیا در نظرم کوچک و پست است. ودر چهره یک یک رزمندگان دنیای دیگری می بینم. دنیایی بس زیبا و دوست داشتنی. نه دنیایی که مردم عام می بینند، که آن دنیا بجز بی وفایی و ناراحتی چیز دیگری برایم نداشت.هر لحظه اش برایم سالی است زیرا که این دنیا، دنیای ناجوانمردان است.کسانی که برای متاع چند روز دنیا همدیگر را می کشند. و بر همدیگر به سبب پول پدر و مادر افتخار می کنند. من در زندگی دو تولد داشتم؛ یکی مانند سایر انسان ها، و دیگری که تولدی بزرگ و سرنوشت سازبرایم بود، آمدن به سپاه بود. و از همان موقعی که پیراهن سبز بر تن کردم می دانستم که سرخی همراه سبزی است. و موقعی لیاقت پوشیدن لباس سپاه و پاسدار بودن را دارم که شهید شوم.مادرم بدان که اگر من تا چند روز دیگر شهید نشوم، بلاخره در چند ماه دیگر و چند سال دیگرشهید خواهم شد  و تو خودت را باید برای شهادت و خبر مرگ پسر بزرگت آماده سازی، همانطور که بیشتر مادر های بچه های سپاه آماده اند و می دانند که روزی پسرشان شهید خواهد شد.صدای در خانه وقتی به صدا در می آید قلبشان تکان می خورد ولی عادت کرده اند. تو نیز خود را مهیا کن.تو می دانی که من برای پول و مال دنیا و یا ریاست به سپاه نیامده ام و در سپاه همه چیز هست بغیر از اینها. مادرم مرا ببخش و حلالم کن.می دانم که مرگ من برایت گران است و من پسر بزرگت بودم.پسری که وقتی پدرم فوت کرد تو مرا تکیه گاه ساختی و به من امید داشتی. مادرم می دانم که دوست داری مانند هر مادر دیگری تشکیل خانواده و ازدواج مرا ببینی و عروست را نوازش کنی…مادرم دنیا بغیر از این هاست. اگر در این دنیا برایتان کاری نکردم، امیدوارم که در آن دنیا اگر شهادتم قبول شد شما را نیز ببینم. ودر آنجا اگر خدا قسمتم را بهشت کرد، می مانم منتظرت تا بیایی ودر آنجا برمن افتخار کنی.

دردنباله ، عمو جان و عمو های مهربانم اگر ازمن بدی دیدید مرا ببخشید و حلالم کنید. می دانید که من بغیر از شما کسی را ندارم.برادر و خواهرانم را به دست شما می سپارم.تورا به جان امام زمان از آنها خوب نگهداری کنید و نگزارید تنها بمانند.

خواهرانم و برادرم حلالم کنید اگر برادری خوبی نبودم. دنباله  رو خون شهدا باشید و امام را تنها نگزارید. برادرم سهراب مادرم را نگهداری کن و سعی کن برای خودت مرد مسلمان و انقلابی باشی.وخواهران ـ عذرا، زیبا، نرگس، خدیجه ـ حجاب را رعایت کنید و به خدا توکل کنید.

در پایان از تمام دوستانم حلالیت می طلبم.

خدا حافظ شما

خوشا آنان که با عزت ز گیتی

بساط خویش برچیدند و رفتند

از برادر همایون، کرم، فریدون، رحیم هاشمی، نوردین و بیات خداحافظی می‌کنم

جلال ابراهیمی

۲۷/۱۱/۱۳۶۲