در دوره ی آموزشی دوره ی بیست و چهار، جلال ابراهیمی به عنوان ارشد نیروهای شهرستان دورود معرفی شد. در پایان دوره ی آموزشی تمرین تیراندازی داشتیم. به این صورت که یک گلوله ی آر پی چی سهمیه داشتیم.ازبین بچه ها یک نفر به نمایندگی می بایست گلوله را به سمت قسمتی از کوه که هدف قرار داده شده بود تیراندازی کند. بچه ها به علت قدرت بدنی جلال، او را انتخاب کردند.

به جلال گفتم:«ببین تمام نیروها اینجا هستند، مواظب باش خطا نزنی آبرویمان برود» جلال گفت:«خیالت آسوده؛ من کارم را بلد هستم»

گلوله شلیک شد.هرچه نگاه کردیم،خبری از گلوله نبود.بعد از چند دقیقه گلوله در آسمان منفجر شد.همه‌ی گروهان های دیگر به ما خندیدند.

خود جلال هم از خنده به زمین افتاده بود.

راوی : رحیم هاشمی (همرزم شهید)



ارسال دیدگاه