شهریور ماه سال هفتاد و چهار شخصی به ما زنگ زد و گفت: «هنگامی که از تمام روش های پزشکی ناامید شده بودیم. و تمامی پزشکان از درمان فرزندمان درمانده بودند در معراج شهدای تهران، به شهید جلال ابراهیمی متوسل شدم. و او را بین خود و خدا واسطه قرار دادم . و از خدا خواستم به حق آبروی شهدا فرزندم را شفا بدهد. و حالا فرزندمان شفا یافته است.

من اصلا جلال را نمی شناخته یا ندیده ام تنها نامش را روی تابوتش خوانده بودم .او را میان خود و خدا واسطه قرار دادم. باور دارم که جلال نزد خدا چقدر آبرو دارد.

حالا نشانی آرامگاهش را می خواهم تا هر هفته برای زیارت به آنجا بروم.»

 

راوی : سهراب ابراهیم (برادر شهید)



ارسال دیدگاه