جلال ابراهیمی قبل از من ـ سال های هزار و سیصد و پنجاه و نه ـ شصت وارد سپاه شده بود. در حالی که تازه پدرش را از دست داده بود. و سرپرستی مادر ، خواهران و برادر کوچکترش را به عهده داشت.هرچه اصرار می کردیم تو همین جا هم که باشی و از مادر، خواهران و برادرت مراقبت کنی انگار رفته ای جبهه، قبول نمی کرد. باور کنید برای رفتن به جبهه آنقدر بی تاب بود که گاهی شبیه بچه ای که مادرش را گم کرده باشد، بی تابی و گریه می کرد.

دوستی من با جلال ابراهیمی از سال شصت و یک ـ هم دوره ای دوره ی آموزشی بیست و چهار عمومی سپاه در پادگان شهید غیور اصلی اهواز ـ آغاز شد.و تا قبل از شهادتش، یعنی سال شصت و پنج ادامه داشت. جلال ابراهیمی و حاج اصغر لشنی از اولین نیروهای تشکیل دهنده ی گردان محرم بودند. بعد ازاینکه گردان محرم از گردان ثارالله منشعب شد، سردار نوری، شهید حاج اصغرلشنی را به عنوان فرمانده گردان محرم معرفی کرد و شروع فعالیت جلال ابراهیمی در گردان محرم ازهمین جا شروع شد. جلال ابراهیمی به عنوان فرمانده ی گروهان مقداد ـ که یکی از گروهان های گردان محرم بود ـ معرفی شد. قابل یادآوری است که جلال ابراهیمی قبل از تیپ پنجاه و هفت ابوالفضل ، در تیپ امام حسن(ع) مشغول به خدمت بود و با تاسیس تیپ پنجاه و هفت ابوالفضل به این تیپ آمد. جلال ابراهیمی تا قبل از عملیات کربلای ۴ در گردان محرم به عنوان فرمانده ی گروهان مقداد مشغول به خدمت بود. قبل از عملیات کربلای۴ به گردان محبین کوهدشت رفت و به عنوان معاون گردان مشغول به خدمت شد.

 

راوی : رحیم هاشمی (همرزم شهید)



ارسال دیدگاه